أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

388

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و مخالفت هوى ، آنگه اين بيتها بگفت : لا تطل الحزن على فائت * فقلّما يجدى عليك الحزن سيّان محزون على ما مضى * و مظهر حزنا لما لم يكن حسين بن فضل گفت : خداى تعالى به اين آيت خلقان راحت كرد تا با فايت صبر كنند و بر آينده خرّم نباشند ؛ دست از هر دو بدارند و به قضاى خداى تعالى راضى باشند كه خداى تعالى دوست ندارد هر خرامندهء نازندهء متكبّر را ؛ براى آنكه هر كس كه بمال دنيا شاد باشد تعظيم قدر آن كند و به آن فخر و تكبّر كند بر مردمان ؛ آنگه بيان كرد و گفت كه : ايشان آنانند كه بمال خود بخيلى كنند و مردمان را ببخل فرمايند نتيجهء فرح ايشان بمال دنيا اين باشد كه خود نبخشند و ديگران را از بخشيدن مال منع كنند . آنگه گفت : [ وَ مَنْ يَتَوَلَّ ] و هر كه برگردد از طاعت خداى تعالى و فرمان وى گو برگرد كه خداى تعالى از طاعت خلقان مستغنى است و بىنياز است و در جملهء أحوال ستوده است . [ سوره الحديد ( 57 ) : آيه 25 ] لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ( 25 ) بدرستى كه ما رسولان و پيغمبران را فرستاديم بخلقان با حجّتهاى روشن و دليلهاى واضح بر يگانگى ما و استحقاق عبوديّت جلال حضرت ما را و بر صدق دعوى پيغمبران رسالت و پيغمبرى را ؛ و با ايشان كتاب وحى فرستاديم مشتمل بر مصالح خلق و بيان حلال و حرام كرديم [ وَ الْمِيزانَ ] يعنى ترازو فرستاديم و اين كنايت است و عبارت از عدل و راستى و انصاف و گفتند كه : ترازوى دو كفّه خواست روايت كرده‌اند كه جبرئيل عليه السّلام بنزديك نوح پيغمبر عليه السّلام آمد و ترازوئى آورد و گفت : قومت را بفرماى تا به اين ترازو مىسنجند تا در ميان ايشان حيفى نرود و مردمان همه بعدل و راستى قيام كنند . [ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ ] و آهن را بيافريديم و اين [ أَنْزَلْنا ] بمعنى « خلقنا » است چنان كه گفت : [ وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ ] يعنى براى شما چهار پايان